حال و هوای قبل از عید
سلام نفس مامان .چند روز قبل از عید رفته بودیم اهواز. تولد آجی فاطمه دختر دایی محسن هم بود .کلی بهت خوش گذشت و حسابی با بچه ها بازی کردی .خاله ها و دایی هم هدیه های تولدت رو بهت دادن و یه عالمه چیزای خوشگل خوشگل گیرت اومد.لباس اسباب بازی عروسک و پول.برگشتنی من و تو موندیم اونجا تا فرداش همراه خاله رویا اینا و مادرجون بریم شوشتر کمی بگردیم.باباحجی هم همراه باباجون رفت دزفول.صبح زود راه افتادیم و رفتیم.خیلی خوب بود و خوش گذشت.ناهار هم توی یکی از پارکای شوشتر خوردیم.دیگه آخراش تو شروع کردی به بداخلاقی و اذیت میکردی.رفتیم امامزاده و نماز خوندیم.عصر هم بعد از ناهار با خاله اینا و مادرجون و باباحجی خداحافظی کردیم و برگشتیم سمت دزفول.مسافرت ک...
نویسنده :
مامان هستی
9:16








